مستعمرهٔ گمشدهٔ روانوک — ۱۵۸۵ تا ۱۵۹۰

حدود ۱۱۵ مهاجر انگلیسی که در ۱۵۸۷ در جزیرهٔ روانوک ساکن شدند، تا ۱۵۹۰ ناپدید شدند و فقط کلمهٔ CROATOAN بر تیر حصار ماند. بیشتر مورخان احتمال میدهند گروه به قبایل بومی پیوست، اما مدرک قطعی هنوز پیدا نشده است.
زمینه: انگلستان دیر به بازی رسید
تا دههٔ ۱۵۸۰ اسپانیا و پرتغال دههها در آمریکا مستقر بودند و از معادن نقرهٔ مکزیک و پرو ثروت عظیمی به اروپا میبردند. انگلستان الیزابتی هنوز هیچ پایگاه دائمی آنسوی اقیانوس نداشت و راهبردش دزدی دریایی بود: فرانسیس دریک و دیگران کشتیهای اسپانیایی را غارت میکردند.
سر والتر رالی در ۱۵۸۴ از ملکه الیزابت اول امتیازنامهای برای تصرف سرزمینهای «کشفنشده» در آمریکای شمالی گرفت. نام سرزمین را به احترام الیزابت، «ملکهٔ باکره»، ویرجینیا گذاشتند. خود رالی هرگز پا به روانوک نگذاشت و فقط سفرها را تأمین مالی میکرد.
هدف طرح چند لایه داشت:
- پایگاهی برای حمله به ناوگان اسپانیا در راه برگشت
- منبعی برای مواد خام
- راهی برای خالی کردن جمعیت مازاد انگلستان
جزیرهٔ روانوک در آبهای داخلی پشت زنجیرهٔ ماسهای اوتر بنکس، در کارولینای شمالی امروزی است. از دریا پنهان بود و کشتیهای اسپانیایی بهراحتی پیدایش نمیکردند. اما آبهای کمعمق و گذرگاههای خطرناکش ورود کشتیهای بزرگ را هم تقریباً ناممکن میکرد.
سفر شناسایی ۱۵۸۴
رالی فیلیپ آمادس و آرتور بارلو را فرستاد. آنها گزارشی پرشور و آشکارا تبلیغاتی آوردند: زمین حاصلخیز و بومیان مهربان و مهماننواز. دو مرد بومی به نامهای منتئو و ونچیز را هم با خود به انگلستان بردند.
در لندن، توماس هریوت با الفبای آوانگاری که خودش ساخته بود زبان آلگانکینِ کارولینا را از این دو نفر آموخت و تا کریسمس ۱۵۸۴ میتوانست با آنها گفتوگو کند. ونچیز بعدها از سرسختترین مخالفان انگلیسیها شد، اما منتئو متحدشان ماند و نقش کلیدی در روایت پیدا میکند.
مستعمرهٔ اول: ۱۵۸۵–۱۵۸۶
در ۱۵۸۵ گروهی حدود ۱۰۰ نفره، همه مرد و عمدتاً نظامی، به فرماندهی رالف لین و با ناوگان ریچارد گرنویل رسیدند. این یک پایگاه نظامی بود، نه آبادی خانوادگی. دو مشکل بلافاصله پیش آمد.
اول، غذا. این مردان سرباز و ماجراجو بودند نه کشاورز، و به قبایل محلی وابسته شدند. آن سال خشکسالی هم بود و بومیان خودشان بهسختی سد جوع میکردند.
دوم، خشونت. گرنویل بر سر گم شدن یک جام نقرهای، روستایی بومی را به آتش کشید. بعدتر لین وینگینا، رئیس قبیلهٔ سکوتان، را به مهمانی دعوت کرد، کشت و سرش را برید. این دو حادثه رابطه با بومیان را برای سالها مسموم کرد و بعدها به قیمت جان مستعمرهنشینان دوم تمام شد.
در ژوئن ۱۵۸۶ فرانسیس دریک در بازگشت از غارت کارائیب به روانوک رسید و لین و مردان گرسنه و ناامیدش همراه او به انگلستان برگشتند. در شتاب حرکت، ملوانان بیشتر یادداشتهای لین و هریوت را برای سبک کردن قایقها به دریا ریختند.
چند روز بعد کشتی امدادی گرنویل رسید و جزیره را خالی یافت. گرنویل پانزده مرد را برای حفظ ادعای انگلستان جا گذاشت و رفت.
یک دستاورد علمی از این سفر ماند. هریوت گزارش دقیقی از طبیعت و مردم منطقه نوشت و جان وایت آبرنگهایی از بومیان و گیاهان و جانوران کشید که امروز از ارزشمندترین اسناد تصویری آمریکای شمالی پیش از استعمارند.
بیشتر اروپاییان این تصاویر را از حکاکیهای تئودور دو بری شناختند که در ۱۵۹۰ همراه گزارش هریوت به چهار زبان چاپ شد. دو بری هرگز به آمریکا نرفته بود و چهرهٔ بومیان را اروپاییتر از اصل کشید.
مستعمرهٔ دوم: ۱۵۸۷
این بار رالی خانوادهها را فرستاد: حدود ۱۱۵ نفر شامل زنان و کودکان، برای ساختن آبادی دائمی. فرماندار همان جان وایت نقاش بود.
مقصد اصلی خلیج چساپیک بود، با لنگرگاهی عمیق. اما سیمائو فرناندس، ناخدای پرتغالی که ظاهراً برای دزدی دریایی عجله داشت، از پیاده کردن آنها در چساپیک سر باز زد و روانوک را تحمیل کرد.
وقتی رسیدند، از پانزده مردی که گرنویل جا گذاشته بود فقط یک اسکلت مانده بود.
اوضاع زود بد شد. جرج هاو، یکی از اعضای شورا، هنگام خرچنگگیری کشته شد. وایت در تلافی به روستایی حمله کرد و بعد فهمید اشتباهی به کروآتانها، تنها متحدانشان، حمله کرده است.
چند خبر خوب هم بود. منتئو غسل تعمید گرفت و لقب «ارباب روانوک» یافت. در ۱۸ اوت ۱۵۸۷ الیانور دیر، دختر وایت، دختری به نام ویرجینیا دیر به دنیا آورد: اولین کودک انگلیسی متولد آمریکای شمالی.
سفری که نُه روز بعد شروع شد و سه سال طول کشید
مستعمرهنشینان اصرار کردند وایت برای آوردن آذوقه به انگلستان برگردد. او با تردید، چون دختر و نوهٔ نوزادش را جا میگذاشت، پذیرفت و در ۲۷ اوت ۱۵۸۷ راه افتاد. و بعد تاریخ سر راهش قرار گرفت.
در ۱۵۸۸ ناوگان بزرگ اسپانیا (آرمادا) به انگلستان حمله کرد و ملکه دستور داد هیچ کشتی قابل استفادهای بندر را ترک نکند. وایت با دو کشتی کوچک راه افتاد، اما خدمه سراغ دزدی دریایی رفتند، خودشان غارت شدند و دست خالی برگشتند.
سرانجام وایت در ۱۸ اوت ۱۵۹۰، درست در سومین سالگرد تولد نوهاش، به روانوک رسید.
آنچه یافت
آبادی خالی بود. خانهها نه سوخته بودند و نه ویران، بلکه بهطور منظم برچیده شده بودند. دور محوطه حصار چوبی محکمی ساخته بودند که موقع رفتن وایت وجود نداشت.
روی یکی از تیرهای اصلی حصار، کندهکاری شده بود:
CROATOAN
و روی درختی نزدیک آن، حروف CRO.
هیچ صلیبی در کار نبود و این مهم است. وایت با آنها قرار گذاشته بود که اگر محل را ترک کردند مقصد را حک کنند، و اگر زیر فشار و خطر رفتند، صلیبی هم بالای آن بکشند.
وایت صندوقهای خودش را کنده و غارتشده یافت و نقشهها و نقاشیهایش خراب شده بود. اما نشانی از خشونت، جسد یا قبر نبود.
کروآتوان جزیرهای در جنوب بود (جزیرهٔ هاترس امروزی)، سرزمین قبیلهٔ متحدشان و خانهٔ منتئو. پس نشانه منطقی و امیدوارکننده بود.

اما طوفانی درگرفت، کشتی لنگرش را از دست داد و خدمه از رفتن به کروآتوان سر باز زدند. وایت را به اجبار به انگلستان برگرداندند. او هرگز نتوانست برگردد و در ایرلند، بیخبر از سرنوشت خانوادهاش، درگذشت.
چه شد؟ فرضیهها
بررسی حلقههای سروهای کهنسال ویرجینیا (استاهل و همکاران، مجلهٔ ساینس، ۱۹۹۸) نشان داد ۱۵۸۷ تا ۱۵۸۹ شدیدترین خشکسالی ۸۰۰ سال اخیر منطقه بوده است. هر فرضیهای باید این را در نظر بگیرد: مستعمره درست وقتی تنها ماند که بومیان هم غذای اضافه نداشتند.
ادغام با بومیان
بیشتر مورخان و باستانشناسان این را محتملترین پاسخ میدانند: گروهی بیآذوقه و بیکشتی فقط با پیوستن به بومیان زنده میماند، و خود نوشتهٔ CROATOAN هم همین را میگوید.
شواهد پشتیبان:
- جان اسمیت و مستعمرهنشینان جیمزتاون (از ۱۶۰۷) از بومیان دربارهٔ مردمانی با لباس اروپایی در مناطق داخلی شنیدند.
- ویلیام استریچی نوشت که در روستاهایی خانههای دوطبقهٔ سنگی با دیوار هست؛ سبکی که بومیان نمیساختند.
- روایتی هم هست که پوهاتان، رئیس قدرتمند منطقه، به کشتار گروهی از انگلیسیها اعتراف کرده بود.
در قرن هجدهم از قبیلهٔ هاترس/کروآتان گزارش شد که در میانشان افرادی با چشم خاکستری و آبی هستند که ادعای نیاکان انگلیسی دارند. قبیلهٔ لامبی در کارولینای شمالی هم چنین روایتی دارد، هرچند شواهد ژنتیکی قطعی این ادعاها را تأیید نکردهاند.
حمله و کشتار
ممکن است قبایلی که از خشونت لین در ۱۵۸۶ کینه داشتند، انتقام گرفته باشند. اما برچیدن منظم خانهها با یک حملهٔ ناگهانی جور درنمیآید.
تلاش برای بازگشت به انگلستان
وایت یک قایق کوچک برایشان گذاشته بود، اما برای عبور آن گروه از اقیانوس کافی نبود. اگر تلاش کرده باشند، احتمالاً در دریا گم شدهاند.
اسپانیاییها
اسپانیا واقعاً دنبال این مستعمره میگشت و آن را تهدید میدانست، اما اسناد اسپانیایی نشان میدهد آنها هم هرگز روانوک را پیدا نکردند.
تقسیم گروه
فرضیهای که امروز طرفدار زیادی دارد: گروه دو (یا چند) تکه شد. بخشی به سمت کروآتوان در جنوب رفت و بخشی به سمت داخل خشکی یا شمال.
شواهد باستانشناسی و نقشه
لکهٔ روی نقشهٔ وایت
در ۲۰۱۲ موزهٔ بریتانیا نقشهای از خود جان وایت («La Virginea Pars») را با نور پشتی بررسی کرد. زیر یک وصلهٔ کاغذی نماد یک دژ پیدا شد، در محل تلاقی رودخانههای چوان و رونوک در داخل خشکی. چرا پوشانده شده بود معلوم نیست؛ شاید برای پنهانکاری از اسپانیاییها.

این کشف به حفاری در محلی انجامید که «Site X» نام گرفت و در آنجا سفال انگلیسی اواخر قرن شانزدهم پیدا شد. اما یافتهها اندک بود و معلوم نیست به مستعمرهنشینان گمشده تعلق دارد یا به تماسهای بعدی.
حفاریهای جزیرهٔ هاترس
پروژهٔ کروآتوان به سرپرستی مارک هورتون و اسکات داوسون از ۲۰۰۹ در جزیرهٔ هاترس، در لایههای همان دوره، اشیای انگلیسی یافته است: بخشی از شمشیر، گلولهٔ تفنگ، لوح اردویی و شمشهای مسی. اینها ممکن است نشانهٔ زندگی مشترک اروپاییها با بومیان باشد.
داوسون در کتاب «مستعمرهٔ گمشدهٔ روانوک گم نشده بود» (۲۰۲۰) استدلال میکند که پاسخ همیشه روی همان تیر حصار بود و کسی جدیاش نگرفت. منتقدان میگویند این اشیا میتوانستند از راه تجارت بومیان یا از کشتیهای غرقشدهٔ بعدی رسیده باشند. بحث باز است.
سنگهای دیر
در دههٔ ۱۹۳۰ مجموعهای سنگ کندهکاریشده پیدا شد که ادعا میشد پیامهایی از الیانور دیر دربارهٔ سرنوشت گروه است. تقریباً همه جعلی از آب درآمدند؛ فقط اولین سنگ هنوز محل بحث است.
چرا این ماجرا در فرهنگ آمریکا اینقدر بزرگ شد
از نظر تاریخی، شکست روانوک چندان غیرعادی نیست. مستعمرات اولیه مرتب شکست میخوردند؛ حتی جیمزتاون در «زمستان گرسنگی» ۱۶۰۹–۱۶۱۰ حدود سهچهارم جمعیتش را از دست داد و نزدیک بود رها شود.
اما روانوک عناصر اسطورهساز دارد: پیامی رمزآلود روی تیر چوبی، نوزادی با نام نمادین و پدربزرگی که سه سال دیر رسید. در قرن نوزدهم ویرجینیا دیر موضوع شعر و رمان و افسانهٔ آهوی سفید شد و متأسفانه در قرن بیستم گروههای نژادپرست هم نامش را به کار بردند.
نمایش فضای باز «مستعمرهٔ گمشده» اثر پل گرین هم از ۱۹۳۷ روی خود جزیرهٔ روانوک اجرا میشود. قرار بود فقط یک فصل روی صحنه باشد و حالا طولانیترین اجرای از نوع خود در آمریکاست.
وضعیت امروز
اجماع فعلی این است که «راز» احتمالاً راز نیست: گروه به احتمال زیاد بین بومیان پراکنده شد و در یکی دو نسل در آن جوامع حل شد. اثبات باستانشناسی قطعی هنوز نیست و بخشی از محل آبادی احتمالاً بر اثر فرسایش ساحلی زیر آب رفته است. حفاریها ادامه دارد.
پرتاب از پنجرهٔ پراگ



