تاریخ، آن‌طور که واقعاً رخ داد

مجله داستان‌های تاریخی

افسانه‌ها با برچسب افسانه

محاکمهٔ جسد پاپ فورموسوس — ۸۹۷ میلادی

«پاپ فورموسوس و استفان ششم»، اثر ژان‌پل لورنس (۱۸۷۰) — ویکی‌مدیا کامنز، مالکیت عمومی
«پاپ فورموسوس و استفان ششم»، اثر ژان‌پل لورنس (۱۸۷۰) — ویکی‌مدیا کامنز، مالکیت عمومی

در اوایل سال ۸۹۷ میلادی، پاپ استفان ششم جسد سلفش فورموسوس را از گور بیرون آورد، روی تخت پاپی نشاند و محاکمه کرد. ریشهٔ ماجرا کشمکش قدرت در ایتالیا بود، نه دین.

زمینه: رم در بدترین قرن خودش

قرن دهم و اواخر قرن نهم را مورخان کلیسا «عصر تاریک پاپی» می‌نامند. امپراتوری کارولنژی تکه‌تکه می‌شد و ایتالیا میدان کشمکش چند خاندان بود؛ مهم‌تر از همه دوک‌نشین اسپولتو در جنوب و شاهان فرانک شرقی در شمال.

پاپ در این وضع مهرهٔ قابل‌جابه‌جایی این بازی بود. بین سال‌های ۸۹۶ تا ۹۰۴ حدود نُه پاپ آمدند و رفتند؛ به‌طور میانگین کمتر از یک سال برای هرکدام، و بیشترشان با مرگ غیرطبیعی.

فورموسوس که بود

حدود سال ۸۱۶ به دنیا آمد و در دههٔ ۸۶۰ اسقف پورتوس (بندر پورتو، نزدیک رم) شد. باسواد و زاهد بود و شهرتی بهتر از بیشتر روحانیون آن دوره داشت؛ همین او را نمایندهٔ پاپ نیکلاس اول در بلغارستان و بعد در سرزمین فرانک‌های غربی کرد.

همان مأموریت بلغارستان اولین گره کار شد. بوریس اول، فرمانروای تازه‌مسیحی‌شدهٔ بلغارها، آن‌قدر از فورموسوس خوشش آمد که از رم خواست او را اسقف اعظم بلغارستان کند. نیکلاس اول نپذیرفت، چون قانون کلیسا جابه‌جایی اسقف از یک کرسی به کرسی دیگر را ممنوع می‌دانست. همین ماده بعدها تیر خلاص خود فورموسوس شد.

بعد کار با پاپ یوحنای هشتم به‌هم خورد. در ۸۷۶ فورموسوس از رم گریخت و یوحنا تکفیرش کرد؛ به اتهام رها کردن حوزهٔ اسقفی، توطئه علیه امپراتور و طمع به مقام پاپی.

در ۸۷۸ بخشیده شد، اما با شرطی سنگین: بازگشت به وضع یک فرد عادی، ممنوعیت اجرای وظایف روحانی و ممنوعیت ورود به رم. پاپ مارینوس اول در ۸۸۳ این حکم را لغو کرد و او را به پورتوس برگرداند.

خود مارینوس پیش از پاپی اسقف شهر چِره بود و نخستین اسقفِ کرسی دیگری بود که به اسقفی رم رسید. یعنی همان جابه‌جایی که بعدها جرم فورموسوس شمرده شد، چند سال پیش‌تر در خود رم سابقه داشت.

و سرانجام در سال ۸۹۱، همان کسی که سال‌ها پیش متهم به طمع به پاپی شده بود، خودش پاپ شد.

کاری که فورموسوس کرد و به قیمت جانش (بعد از مرگ) تمام شد

فورموسوس زیر فشار ناچار شد گویدوی سوم اسپولتویی را در ۸۹۱ و پسرش لامبرت را در ۸۹۲ به امپراتوری تاج بگذارد. اما از سلطهٔ اسپولتویی‌ها بیزار بود و مخفیانه از آرنولف کارینتیایی، پادشاه فرانک‌های شرقی، خواست به ایتالیا لشکر بکشد.

آرنولف رم را در ۸۹۶ گرفت و فورموسوس تاج امپراتوری را بر سرش گذاشت. اما آرنولف در راه اسپولتو فلج شد و به آن سوی آلپ عقب نشست. فورموسوس خاندان اسپولتو را تحقیر کرده بود و حالا حامی‌اش هم رفته بود.

فورموسوس در آوریل ۸۹۶ مرد. جانشینش بونیفاس ششم فقط پانزده روز دوام آورد. بعد استفان ششم با پشتیبانی کامل لامبرت اسپولتویی و مادرش آگیلتروده پاپ شد؛ همان کسانی که فورموسوس علیه‌شان توطئه کرده بود.

خود محاکمه

اوایل سال ۸۹۷ (احتمالاً ژانویه)، استفان ششم دستور داد جسد فورموسوس را که حدود نُه ماه در خاک بود بیرون بیاورند. تن پوسیده را لباس کامل پاپی پوشاندند و در باسیلیکای لاتران روی تخت پاپی نشاندند.

یک شماس نوجوان پشت تخت به جای جسد به سؤال‌ها جواب می‌داد. استفان خودش دادستان بود و مستقیم سر مرده فریاد می‌زد. اسقف‌های حاضر، که بیشترشان از ترس آمده بودند، نقش هیئت داوری را داشتند.

تابلوی محاکمهٔ جسد پاپ فورموسوس اثر ژان‌پل لوران
استفان ششم (چپ) و جسد فورموسوس بر تخت، در تابلوی ژان‌پل لوران (۱۸۷۰). عکس: Jean-Paul Laurens، ویکی‌مدیا کامنز، مجوز: مالکیت عمومی

اتهام‌ها همان‌های قدیمی بود:

  • سوگند دروغ
  • طمع به مقام پاپی
  • نقض قانون کلیسا با جابه‌جا شدن از کرسی پورتوس به کرسی رم
  • انجام کار روحانی در دورهٔ خلع

بسیاری از مورخان پشت اتهام سوم انگیزه‌ای شخصی هم می‌بینند. خود استفان را فورموسوس اسقف آنانیی کرده بود؛ با باطل شدن انتصاب‌های فورموسوس، جابه‌جایی خود استفان هم از پرونده پاک می‌شد. البته برخی پژوهشگران یادآوری می‌کنند که این منع در آن دوره بارها نادیده گرفته می‌شد.

حکم قابل پیش‌بینی بود: مجرم. تمام دوران پاپی‌اش باطل اعلام شد و همهٔ احکامش و همهٔ کسانی که به دست او به مقام روحانی رسیده بودند بی‌اعتبار شدند.

لباس پاپی را از تن جسد درآوردند و جامهٔ ساده پوشاندند. سه انگشت دست راستش را، همان سه انگشتی که با آن برکت می‌داد، بریدند. جسد را اول در گورستان غریبه‌ها دفن کردند، بعد دوباره درآوردند و به رود تیبر انداختند.

در تاریخ کلیسا این جلسه با نام لاتینِ «Synodus Horrenda» ثبت شده: مجمع هولناک.

چیزی که فقط یک نمایش نبود

این ماجرا فقط یک دیوانگی عجیب نبود و پشتش بحرانی واقعی، حقوقی و الهیاتی بود. با باطل شدن تقدیس‌های فورموسوس، ده‌ها اسقف و کشیش در سراسر ایتالیا یک‌شبه از نظر قانونی به افراد عادی تبدیل شدند.

اگر آن‌ها روحانی نبودند، تکلیف آیین‌هایی که اجرا کرده بودند چه می‌شد؟ ازدواج‌ها، غسل تعمیدها و آیین عشای ربانی همه زیر سؤال می‌رفت.

کلیسا از زمان مناقشهٔ دوناتیستی با همین پرسش درگیر بود: آیا اعتبار آیین به شایستگی مجری‌اش بستگی دارد؟ موضع نهایی کلیسا این شد که اعتبار آیین به خود آیین است، نه به شخص.

دو الهی‌دان آن دوره، اوکسیلیوس ناپلی و اوگنیوس ولگاریوس، در دفاع از اعتبار تقدیس‌های فورموسوس رساله نوشتند. این رساله‌ها امروز از منابع دست‌اول ما دربارهٔ این ماجرا هستند.

عاقبت استفان ششم

استفان بد محاسبه کرده بود. افکار عمومی رم از این کار وحشت کرد، نه تحسین. بعد زلزله‌ای بخشی از باسیلیکای لاتران را خراب کرد و مردم آن را داوری آسمان بر این محاکمه خواندند.

شورشی درگرفت. استفان را خلع کردند، به زندان انداختند و در تابستان ۸۹۷ در سلولش خفه کردند.

روایت‌ها می‌گویند یک راهب جسد فورموسوس را از تیبر گرفت و پنهان کرد. روایت‌های بعدی، که بیشتر رنگ افسانه دارند، می‌افزایند که جسد به ساحل افتاد و کنارش معجزه‌هایی رخ داد؛ مثلاً تمثال‌های مقدسان در برابرش سر خم کردند.

رفت و برگشت حکم

پاپ تئودور دوم که فقط بیست روز در ۸۹۷ حکومت کرد، شورایی تشکیل داد، محاکمه را باطل و تقدیس‌های فورموسوس را معتبر اعلام کرد و جسد را با لباس پاپی در کلیسای سنت پیتر دوباره به خاک سپرد.

پاپ یوحنای نهم در ۸۹۸ در دو شورا در رم و راونا این لغو را تأیید کرد، محاکمهٔ مردگان را برای همیشه ممنوع کرد و دستور داد اسناد آن مجمع را بسوزانند.

اما داستان تمام نشد. پاپ سرگیوس سوم (۹۰۴–۹۱۱)، که ظاهراً خودش به‌عنوان اسقف در همان محاکمه حاضر بوده، همه‌چیز را برگرداند:

  • حکم محاکمهٔ جسد را معتبر اعلام کرد
  • احکام فورموسوس را باطل کرد
  • روی قبر استفان ششم سنگ‌نوشته‌ای در ستایش او گذاشت

بعضی منابع می‌گویند سرگیوس دستور داد جسد را بار دیگر بیرون بیاورند و سرش را جدا کنند. این بخش محل اختلاف مورخان است و شاید اغراق دشمنان او باشد. از قضا بازسازی باسیلیکای لاتران، که زلزله ویرانش کرده بود، هم به دست همین سرگیوس انجام شد.

منابع ما

آنچه می‌دانیم عمدتاً از این منابع است:

  • «کتاب پاپ‌ها» (Liber Pontificalis)
  • سالنامه‌های فولدا
  • رساله‌های اوکسیلیوس و اوگنیوس ولگاریوس
  • گزارش لیوتپراند کرمونایی در «آنتاپودوسیس» که حدود نیم‌قرن بعد نوشته شده

لیوتپراند نویسنده‌ای پرشور و طرفدار و اهل اغراق و شایعه است. بخشی از تصویر پرجزئیات ما از این صحنه از قلم اوست، پس باید با احتیاط خواندش.

چرا این ماجرا ماندگار شد

این محاکمه نمونهٔ خالص لحظه‌ای است که نهاد دینی ابزار سیاست می‌شود. اتهام‌ها موضوع اصلی نبودند. خاندان اسپولتو می‌خواست تاج‌گذاری آرنولف را از نظر قانونی بی‌اعتبار کند و ساده‌ترین راهش بی‌اعتبار کردن خود تاج‌گذار بود.

در قرن نوزدهم، نقاش فرانسوی ژان‌پل لوران تابلوی معروفی از این صحنه کشید («پاپ فورموسوس و استفان ششم»، ۱۸۷۰) که بیشتر تصویر ذهنی امروز ما از آن می‌آید. موزهٔ هنرهای زیبای نانت این تابلو را در ۱۸۷۳ خرید و هنوز نگه می‌دارد.

نام فورموسوس در لاتین یعنی «خوش‌سیما». به روایتی که کاردینال آماناتی نقل کرده و قطعی نیست، پیترو باربو پس از انتخاب در ۱۴۶۴ می‌خواست «فورموسوس دوم» نام بگیرد، اما منصرفش کردند و پل دوم شد.

یک نکتهٔ حاشیه‌ای هم هست: استفان ششم را گاهی استفان هفتم می‌نویسند. علتش اختلاف قدیمی بر سر شمارش پاپ‌های هم‌نام است؛ کسی که در ۷۵۲ انتخاب شد ولی پیش از تقدیس مرد، در فهرست‌های مختلف گاهی شمرده شده و گاهی نه.

فاجعهٔ مستراح ارفورت — ۲۶ ژوئیه ۱۱۸۴

ماجراهای دیگر

همه ←
قدرت، دسیسه و محاکمه

پرتاب از پنجرهٔ پراگ — ۱۴۱۹ و ۱۶۱۸

«پرتاب از پنجرهٔ پراگ» به بیش از یک رویداد اشاره می‌کند. اهالی بوهم در فاصلهٔ دو قرن دست‌کم دو بار (و به شمارش بعضی مورخان، سه بار) مقامات را از پنجره بیرون انداختند و هر دو بار نتیجه‌اش…

۴ مهر ۱۴۰۵۸ دقیقه مطالعه
بلایای طبیعی

ماجرای فوران کردن آتشفشان وزوو و دفن شدن شهر پمپئی

در سال ۷۹ میلادی، فوران وزوو در حدود یک شبانه‌روز پمپئی و چند شهر اطرافش را زیر سنگ‌پا و امواج داغ آذرآواری دفن کرد. پمپئی در خلیج ناپل، نزدیک مصب رود سارنو، بود و حدود ۶۴ هکتار مساحت داخل…

۵ مهر ۱۴۰۵۸ دقیقه مطالعه
فاجعه‌های شهری

فاجعهٔ مستراح ارفورت — ۲۶ ژوئیه ۱۱۸۴

سال ۱۱۸۴ هنریش ششم، پسر فردریش بارباروسا، پادشاه آلمان بود و پدرش هنوز امپراتور. امپراتوری روم مقدس اتحادیه‌ای شل و ول از دوک‌نشین‌ها و اسقف‌نشین‌های نیمه‌مستقل بود و پادشاه مدام میان…

۵ مهر ۱۴۰۵۵ دقیقه مطالعه
رازهای حل‌نشده

ناپدیدشدن شاهزادگان برج لندن — ۱۴۸۳

در تابستان ۱۴۸۳ دو پسر ادوارد چهارم، ادوارد پنجمِ دوازده‌ساله و برادر نُه‌ساله‌اش ریچارد، در برج لندن ناپدید شدند و دیگر هرگز دیده نشدند. بیشتر مورخان عمویشان، ریچارد سوم، را مسئول…

۴ مهر ۱۴۰۵۱۰ دقیقه مطالعه