تاریخ، آن‌طور که واقعاً رخ داد

مجله داستان‌های تاریخی

افسانه‌ها با برچسب افسانه

جنون گل لاله — هلند، ۱۶۳۴ تا ۱۶۳۷

«هجونامه‌ای بر جنون گل لاله»، اثر یان بروگل جوان (حدود ۱۶۴۰) — ویکی‌مدیا کامنز، مالکیت عمومی
«هجونامه‌ای بر جنون گل لاله»، اثر یان بروگل جوان (حدود ۱۶۴۰) — ویکی‌مدیا کامنز، مالکیت عمومی

جنون لالهٔ هلند در فرهنگ عامه «اولین حباب مالی تاریخ» شمرده می‌شود. بازار پیاز لاله در زمستان ۱۶۳۶–۱۶۳۷ واقعاً اوج گرفت و در فوریهٔ ۱۶۳۷ فرو ریخت، اما دامنه‌اش بسیار کوچک‌تر از افسانه بود. پس ماجرا را در دو بخش می‌خوانیم: آنچه رخ داد، و آنچه احتمالاً درست نیست.

زمینه: عصر طلایی هلند

جمهوری هلند در دههٔ ۱۶۳۰ ثروتمندترین جامعهٔ اروپا بود. VOC سود سرشار می‌آورد و آمستردام مرکز مالی قاره شده بود. بورس آمستردام (تأسیس ۱۶۰۲) اولین بازار سهام مدرن جهان بود و ابزارهایی مثل معاملهٔ آتی و فروش استقراضی آنجا تجربه می‌شد.

طبقهٔ بازرگان تازه‌ثروتمندی دنبال نشانه‌های منزلت بود. در جامعه‌ای کالوینیست که تجمل‌نمایی را نمی‌پسندید، باغ و گل گزینه‌ای پذیرفتنی بود.

نکته‌ای که کمتر گفته می‌شود: بخشی از این دوره با شیوع طاعون خیارکی همزمان بود. طاعون ۱۶۳۵–۱۶۳۶ در برخی شهرهای هلند تلفات سنگینی گرفت. بعضی مورخان استدلال کرده‌اند که این رویارویی با مرگ نوعی بی‌پروایی مالی پدید آورد.

لاله چطور آمد

لاله بومی اروپا نیست. از استپ‌ها و کوهستان‌های آسیای مرکزی می‌آید و از راه امپراتوری عثمانی، که دربارش خود شیفتهٔ این گل بود، به اروپا رسید. نام اروپایی‌اش احتمالاً از «دلبند» فارسی و ترکی به معنی عمامه گرفته شده، چون شکل گل را به دستار تشبیه می‌کردند.

ایران هم بخشی از زیستگاه طبیعی لاله است. بسته به منبع، حدود بیست گونهٔ وحشی لاله از ایران گزارش شده که چند گونه‌اش فقط در ایران می‌روید. یکی از آن‌ها Tulipa montana است که در دامنه‌های البرز دیده می‌شود.

نقش کلیدی با کارولوس کلوسیوس بود، گیاه‌شناس فلاندری که در ۱۵۹۳ به دانشگاه لایدن رفت و باغ گیاه‌شناسی آنجا را بنیان گذاشت. او لاله‌ها را در هلند کاشت و مطالعه کرد. روایت معروف این است که لاله‌هایش را دزدیدند و پخش کردند.

چرا لاله و نه گل دیگر

سه ویژگی لاله را به کالای سفته‌بازی تبدیل کرد.

اول، خط‌های رنگی. ارزشمندترین لاله‌ها روی گلبرگ نقش شعله‌مانند و راه‌راه داشتند. مشهورترینشان «Semper Augustus» بود، با زمینهٔ سفید و شعله‌های سرخ.

نقاشی آبرنگ قرن هفدهمی از لالهٔ سمپر آگوستوس با گلبرگ‌های سفید و شعله‌های سرخ
لالهٔ «Semper Augustus» در نقاشی‌ای از قرن هفدهم. عکس: هنرمند ناشناس، ویکی‌مدیا کامنز، مجوز: مالکیت عمومی

قرن‌ها بعد معلوم شد این نقش‌ها کار یک ویروس است: ویروس شکست‌رنگ لاله که شته منتقلش می‌کند. دوروتی کیلی، قارچ‌شناس مؤسسهٔ جان اینس در انگلستان، در ۱۹۲۸ با پیوند بافت پیاز آلوده به پیاز سالم نشان داد که این «شکستن» رنگ واگیردار است، نه ارثی.

یعنی گران‌ترین لاله‌های تاریخ، لاله‌های بیمار بودند. ویروس گیاه را ضعیف و تکثیرش را کند می‌کرد و همین کمیاب‌ترشان می‌کرد.

دوم، پیش‌بینی‌ناپذیری. معلوم نبود پیاز سالمی کی و اصلاً آیا «بشکند» و نقش‌دار شود. هر پیاز در عمل یک بلیت بخت‌آزمایی بود.

سوم، چرخهٔ رشد کند. لاله از بذر تا گل هفت تا دوازده سال طول می‌کشد. تکثیر از راه پیازچه سریع‌تر بود ولی محدود، پس عرضه به تقاضا نمی‌رسید.

مکانیک بازار

لاله در ژوئن از خاک درمی‌آید و در سپتامبر دوباره کاشته می‌شود. فقط در همین فاصله پیاز جابه‌جاشدنی است و بقیهٔ سال در خاک می‌ماند.

پس معاملهٔ زمستانی تحویل فوری نداشت و بازار به خرید و فروش قرارداد آتی تبدیل شد: کاغذهایی که حق دریافت پیاز در فصل بعد را می‌فروختند. این معاملات در میخانه‌ها و در جمع‌هایی به نام «کالج» انجام می‌شد، با آداب خاص خود و آبجوی فراوان.

چون نه پیازی دست به دست می‌شد و نه پولی تا زمان تحویل پرداخت می‌شد، ورود به معامله تقریباً هزینه‌ای نداشت. اسم عامیانه‌اش شد windhandel، یعنی «تجارت باد».

این قراردادها در دادگاه‌های هلند قابل اجرا نبودند، چون دولت معاملات آتی را به رسمیت نمی‌شناخت. ضامن اجرایشان فقط آبرو و فشار اجتماعی بود.

اوج و سقوط

قیمت‌ها از حدود ۱۶۳۴ بالا رفت و در زمستان ۱۶۳۶–۱۶۳۷ جهش کرد. در ژانویه و اوایل فوریهٔ ۱۶۳۷ نرخ‌ها چند برابر شد.

در ۳ فوریهٔ ۱۶۳۷، در حراجی در هارلم، هیچ خریداری حاضر نشد قیمت بدهد. خبر ظرف چند روز پخش شد و بازار خوابید.

اوج نمادین ماجرا حراجی در آلکمار بود که به نفع یتیمان ووتر وینکل برگزار شد. جمع پیشنهادها به حدود ۹۰ هزار گیلدر رسید، البته اگر همه‌اش پرداخت می‌شد. نکتهٔ کمتر گفته‌شده تاریخ آن است: ۵ فوریه، دو روز پس از بن‌بست هارلم. سقوط یک‌شبه به همه‌جا نرسید.

علت دقیق آن روز هارلم روشن نیست. شاید شیوع طاعون در هارلم مردم را از حراج دور نگه داشت، شاید هم قیمت به جایی رسیده بود که دیگر کسی نرخ بالاتر را نمی‌پذیرفت.

بعد از سقوط

بحرانی حقوقی پیش آمد: خریدارانی که در فوریه قرارداد گران بسته بودند، حاضر نبودند در ژوئن با آن قیمت تحویل بگیرند.

شهرها ابتدا سردرگم بودند. سرانجام در ۱۶۳۸ راه‌حلی عملی پذیرفته شد: خریدار می‌توانست با پرداخت حدود ۳.۵ درصد قیمت قرارداد از آن خلاص شود. پس زیان واقعی بیشتر معامله‌گران بسیار کمتر از ارزش اسمی قراردادها بود.

حالا بخش دوم: آنچه احتمالاً درست نیست

روایت رایج می‌گوید اقتصاد هلند فرو ریخت، مردم ورشکست شدند و موجی از خودکشی راه افتاد. مورخان اقتصادی امروز این را تا حد زیادی رد می‌کنند.

آن گلدگار، مورخ، در پژوهش مفصلش بر پایهٔ اسناد اصلی (کتاب «جنون لاله»، ۲۰۰۷) نشان داد که:

  • شمار افراد درگیر محدود بود، در حد چند صد نفر، و بیشترشان بازرگانان و صنعتگران مرفه هارلم، آمستردام و چند شهر دیگر بودند.
  • بیشتر معاملاتی که واقعاً پرداخت شد، برای طرفینش سنگین بود اما ویرانگر نبود.
  • هیچ سند معتبری از ورشکستگی گسترده یا خودکشی مرتبط با لاله پیدا نشده است.
  • تأثیر محسوسی بر اقتصاد کلان هلند دیده نمی‌شود و عصر طلایی بی‌وقفه ادامه یافت.

پیتر گاربر، اقتصاددان، در پژوهش‌هایش از دههٔ ۱۹۸۰ استدلال کرد که قیمت بالای پیازهای کمیاب و منحصربه‌فرد لزوماً غیرعقلانی نبود؛ بازار گیاهان نادر امروز هم چنین رفتاری دارد. به نظر او فقط معاملهٔ پیازهای معمولی در چند ماه آخر واقعاً حباب‌مانند بود.

پس روایت مشهور از کجا آمد

این تصویر از دو منبع آمده است.

اول، جزوه‌های اخلاقی همان دوران. بلافاصله پس از سقوط، رساله‌های هجوآمیزی منتشر شد که مشهورترینشان گفت‌وگوهای خیالی «خایرت‌خرت و وارمونت» بود. نویسندگانشان کالوینیست‌های اخلاق‌گرایی بودند که می‌خواستند طمع و سفته‌بازی را محکوم کنند، نه واقعیت اقتصادی را ثبت کنند.

ارقام نجومی و حکایت‌های تکان‌دهنده ابزار موعظه بودند. نقاشان هم همین کار را کردند و یان بروگل جوان سوداگران لاله را به شکل بوزینه کشید.

تابلوی طنز یان بروگل جوان که بوزینه‌ها را در حال خرید و فروش لاله و جشن گرفتن نشان می‌دهد
«تمثیل جنون لاله» اثر یان بروگل جوان، حدود ۱۶۴۰ تا ۱۶۵۰. عکس: یان بروگل جوان، ویکی‌مدیا کامنز، مجوز: مالکیت عمومی

دوم، چارلز مکی، روزنامه‌نگار اسکاتلندی که در ۱۸۴۱ کتاب «توهمات عجیب عمومی و جنون توده‌ها» را نوشت. او همان جزوه‌های تبلیغاتی قرن هفدهمی را بدون بررسی منبع، به‌عنوان گزارش تاریخی نقل کرد.

کتاب مکی بسیار پرفروش شد و بیشتر تصویر امروزی ما از او می‌آید: حکایت ملوانی که پیاز گران‌قیمتی را با پیاز خوراکی اشتباه گرفت و خورد، و فهرست معروف کالاهایی که با یک پیاز معاوضه می‌شد.

آن فهرست (خروارها گندم و چاودار، چهار گاو نر، هشت خوک، دوازده گوسفند، بشکه‌های شراب و آبجو و غیره) از یکی از همان جزوه‌های هجوی ۱۶۳۷ گرفته شده و معاملهٔ ثبت‌شده‌ای نیست. نویسنده با آن پوچی قیمت را نشان می‌داد.

آنچه باقی ماند

صنعت گل هلند از این ماجرا نمرد و برعکس رشد کرد. امروز هلند بزرگ‌ترین صادرکنندهٔ گل و پیاز گل جهان است و حراج گل آلسمیر از نظر حجم معامله یکی از بزرگ‌ترین مراکز تجاری جهان است.

بازار لاله پس از ۱۶۳۷ هم ادامه یافت و بعدها موج‌های کوچک‌تری از سفته‌بازی رخ داد، مثلاً بازار سنبل در قرن هجدهم.

لاله‌های شعله‌دار هم ماندند، با یک تفاوت: آنچه امروز با نام «لالهٔ رامبراند» فروخته می‌شود، نقشش را از اصلاح نژاد گرفته و ویروسی ندارد. داد و ستد پیازهای آلوده در هلند جز در شرایط خاص مجاز نیست.

چرا این ماجرا این‌قدر نقل می‌شود

لالهٔ هلندی به یک الگوی روایی تبدیل شده است. هر بار دارایی‌ای به‌سرعت گران می‌شود، از سهام اینترنتی در ۱۹۹۹ و مسکن در ۲۰۰۷ تا رمزارز و ان‌اف‌تی در سال‌های اخیر، مقایسه با لاله پیش کشیده می‌شود.

این مقایسه گاهی مفید است اما اغلب دقیق نیست، چون نسخهٔ مشهور ماجرا خودش اغراق‌آمیز است. حباب‌های واقعاً ویرانگر آن دوران جای دیگری بودند: حباب می‌سی‌سی‌پی در فرانسه و حباب دریای جنوب در انگلستان، هر دو در ۱۷۲۰.

این دو برخلاف لاله، اقتصاد ملی و شبکهٔ بانکی و دولتی را تکان دادند. سه پرسش هر مقایسه‌ای را محک می‌زند: چه کسانی درگیر بودند، چقدر پول واقعاً جابه‌جا شد، و آیا بانک‌ها و دولت آسیب دیدند.

شاید درس واقعی لاله بیش از اقتصاد دربارهٔ تاریخ‌نگاری باشد: یک کتاب پرفروش قرن نوزدهمی چطور توانست برداشت جمعی از رویدادی قرن هفدهمی را تا امروز شکل بدهد.

آتش‌سوزی بزرگ لندن — ۲ تا ۶ سپتامبر ۱۶۶۶

ماجراهای دیگر

همه ←
جنون جمعی و فریب

طاعون رقص استراسبورگ — ۱۵۱۸

در تابستان ۱۵۱۸ صدها نفر در استراسبورگ هفته‌ها بی‌اختیار در کوچه‌ها رقصیدند. بیشتر مورخان امروز آن را نمونه‌ای از بیماری روان‌زاد جمعی می‌دانند که از گرسنگی، بیماری و ترس از لعنت سنت ویتوس…

۴ مهر ۱۴۰۵۷ دقیقه مطالعه
بلایای طبیعی

ماجرای فوران کردن آتشفشان وزوو و دفن شدن شهر پمپئی

در سال ۷۹ میلادی، فوران وزوو در حدود یک شبانه‌روز پمپئی و چند شهر اطرافش را زیر سنگ‌پا و امواج داغ آذرآواری دفن کرد. پمپئی در خلیج ناپل، نزدیک مصب رود سارنو، بود و حدود ۶۴ هکتار مساحت داخل…

۵ مهر ۱۴۰۵۸ دقیقه مطالعه
قدرت، دسیسه و محاکمه

محاکمهٔ جسد پاپ فورموسوس — ۸۹۷ میلادی

در اوایل سال ۸۹۷ میلادی، پاپ استفان ششم جسد سلفش فورموسوس را از گور بیرون آورد، روی تخت پاپی نشاند و محاکمه کرد. ریشهٔ ماجرا کشمکش قدرت در ایتالیا بود، نه دین. قرن دهم و اواخر قرن نهم را…

۵ مهر ۱۴۰۵۸ دقیقه مطالعه
فاجعه‌های شهری

فاجعهٔ مستراح ارفورت — ۲۶ ژوئیه ۱۱۸۴

سال ۱۱۸۴ هنریش ششم، پسر فردریش بارباروسا، پادشاه آلمان بود و پدرش هنوز امپراتور. امپراتوری روم مقدس اتحادیه‌ای شل و ول از دوک‌نشین‌ها و اسقف‌نشین‌های نیمه‌مستقل بود و پادشاه مدام میان…

۵ مهر ۱۴۰۵۵ دقیقه مطالعه