تاریخ، آن‌طور که واقعاً رخ داد

مجله داستان‌های تاریخی

افسانه‌ها با برچسب افسانه

کشتی باتاویا — ۱۶۲۹

گراوری از کتاب «سفر شوم کشتی باتاویا» (۱۶۴۷) — ویکی‌مدیا کامنز، مالکیت عمومی
گراوری از کتاب «سفر شوم کشتی باتاویا» (۱۶۴۷) — ویکی‌مدیا کامنز، مالکیت عمومی

غرق کشتی باتاویا در ۱۶۲۹ یکی از تاریک‌ترین ماجراهای دریانوردی اروپاست. خود غرق شدن تلفات نسبتاً کمی داشت، اما بعد از آن قتل‌عامی سازمان‌یافته روی جزایری دورافتاده بیش از صد نفر از بازماندگان را کشت.

زمینه: شرکت هند شرقی هلند

VOC، شرکت متحد هند شرقی هلند، در ۱۶۰۲ تأسیس شده بود و در دههٔ ۱۶۲۰ عملاً یک دولت خصوصی بود. ارتش، ناوگان و حق اعلام جنگ و عقد قرارداد داشت و مقر آسیایی‌اش در باتاویا (جاکارتای امروزی) بود.

تجارت ادویه سودی غیرعادی داشت و خشونت و انضباط آهنین همراهش بود. دامنهٔ شرکت به ایران هم می‌رسید: از ۱۶۲۳ در گمبرون (بندرعباس امروزی) دفتر تجاری داشت و طبق قراردادی با شاه عباس یکم، بیش از هر کالایی ابریشم ایران می‌خرید.

مسیر دریایی هم تازه عوض شده بود. از ۱۶۱۱ کشتی‌ها از دماغهٔ امید نیک مستقیم به شرق می‌رفتند تا از بادهای غربی «چهل‌های غران» استفاده کنند. این «مسیر براوئر» سفر تا جاوه را از حدود یک سال به حدود شش ماه رساند و چند سال بعد اجباری شد.

اما طول جغرافیایی را نمی‌شد اندازه گرفت و ناخداها باید حدس می‌زدند کی به سمت جاوه بپیچند. هرکس دیر می‌پیچید، به ساحل ناشناختهٔ استرالیای غربی می‌خورد.

کشتی و آدم‌ها

باتاویا کشتی جدیدی بود و در سفر اولش. در ۲۹ اکتبر ۱۶۲۸ با حدود ۳۴۱ نفر از تکسل راه افتاد: ملوان، سرباز، بازرگان و شماری زن و کودک. بارش ارزشمند بود: صندوق‌های نقره، جواهرات و یک دروازهٔ سنگی از پیش تراشیده‌شده برای ساخت در باتاویا.

سه شخصیت کلیدی ماجرا:

  • فرانسیسکو پلسارت: بازرگان ارشد، بالاترین مقام VOC روی کشتی و فرمانده کل.
  • آریان یاکوبس: ناخدای کشتی، که با پلسارت رابطهٔ بدی داشت و از تحقیرهای قبلی او کینه به دل داشت.
  • یرونیموس کرنلیس: بازرگان دوم و داروساز سابقی از هارلم که کسب‌وکارش ورشکسته شده بود.

کرنلیس ظاهراً به‌خاطر ارتباط با محفل بدعت‌گذار یوهانس فان دِر بک، نقاشی معروف به تورنتیوس، تحت فشار بود. برخی روایت‌ها می‌گویند باور داشت انسان برگزیده نمی‌تواند گناه کند و هرچه کند خواست خداست. اینکه این باور واقعی بود یا توجیهی بعدی، محل بحث است.

توطئه‌ای که قبل از غرق شدن شروع شد

در طول سفر، کرنلیس و یاکوبس نقشهٔ تصرف کشتی را ریختند تا نقره را ببرند و به دزدی دریایی رو بیاورند یا به قدرتی دیگر خدمت بفروشند.

برای ایجاد آشوب، همدستانشان به لوکرتیا یان، مسافری از طبقهٔ بالا، حمله کردند و آزارش دادند تا پلسارت مجبور به مجازات گسترده شود و ناراضی‌ها بیشتر شوند.

پلسارت آن زمان بیمار بود و تحقیق را به تعویق انداخت. کودتا هنوز اجرا نشده بود که اتفاق دیگری افتاد.

غرق شدن

در سپیده‌دم ۴ ژوئن ۱۶۲۹، باتاویا به صخره‌های مرجانی جزایر هاوتمن آبرولوس، حدود ۸۰ کیلومتری سواحل استرالیای غربی، برخورد کرد. دیده‌بان کف سفید روی صخره را مهتاب روی آب پنداشته بود.

حدود ۴۰ نفر در خود حادثه غرق شدند. بقیه به دو جزیرهٔ کوچک مرجانی منتقل شدند. یکی از آن‌ها بعدها «گورستان باتاویا» نام گرفت و امروز جزیرهٔ بیکن نامیده می‌شود. این جزایر تقریباً هیچ آب شیرینی نداشتند.

حکاکی قرن هفدهمی از کشتی باتاویا در دریا و صحنهٔ به گل نشستن آن روی صخره
باتاویا در دریا و به گل نشستن آن، در چاپ ۱۶۴۷ کتاب «سفر شوم». عکس: حکاک ناشناس، ویکی‌مدیا کامنز، مجوز: مالکیت عمومی

سفر قایق

پلسارت، یاکوبس و حدود ۴۵ نفر دیگر، از افسران ارشد تا چند خدمه و مسافر، با قایق بزرگ کشتی به جست‌وجوی آب رفتند. آبی نیافتند و راهی باتاویا شدند تا کمک بیاورند.

این سفر خودش یک دستاورد دریانوردی است: حدود ۳۳ روز و نزدیک به ۳۰۰۰ کیلومتر در قایقی روباز، و همه زنده رسیدند.

در باتاویا، فرماندار کل یان پیترسون کون یاکوبس را به‌خاطر بی‌احتیاطی زندانی کرد و یکی از افسران را اعدام کرد. پلسارت با کشتی سارداام برای نجات بازماندگان برگشت.

آنچه در غیاب او رخ داد

کرنلیس، ظاهراً از ترس یا چون شنا بلد نبود، در کشتی مانده بود و چند روز بعد روی تخته‌ای شناور به جزیره رسید. حالا بالاترین مقام VOC در محل او بود و رسماً فرماندهی را گرفت.

با حدود ۱۸۰ بازمانده و آذوقهٔ محدود، کرنلیس حساب کرد که باید کشتی نجات را تصرف کند. برای این کار گروهی کوچک و وفادار لازم داشت، نه صد و هشتاد شاهد.

راهبردش مرحله‌ای بود:

اول، خلع سلاح و پراکندن. سلاح‌ها و آذوقه را در اختیار گرفت. بعد حدود بیست سرباز را به رهبری وی‌بی هایس به بهانهٔ یافتن آب به جزیرهٔ West Wallabi فرستاد، به این امید که از تشنگی بمیرند، و قایقی برایشان نگذاشت.

دوم، شورای وفاداران. گروهی از همدستان را با سوگندنامهٔ کتبی به خود بست و لباس‌های فاخری را که از پارچه‌های کشتی دوخته شده بود تنشان کرد.

سوم، حذف تدریجی. ابتدا گروهی را به بهانهٔ انتقال به جزیرهٔ دیگر در دریا غرق کردند. بعد کشتار مستقیم شروع شد: شبانه، با شمشیر و تبر و طناب. خانواده‌های کامل کشته شدند.

بهانه‌ها، مثل دزدیدن آذوقه یا شایعه‌پراکنی، ساختگی بود. هرکس غذا مصرف می‌کرد و وفادار نبود، حذف می‌شد.

زنان جوان را زنده و در اختیار گروه نگه داشتند. لوکرتیا یان زیر اجبار به کرنلیس اختصاص داده شد. کشیشی به نام گیس‌برت باستیانس و دخترش را زنده گذاشتند، اما بقیهٔ خانواده‌اش را کشتند.

در مجموع حدود ۱۱۰ تا ۱۲۵ نفر، از مرد و زن و کودک، به قتل رسیدند.

حکاکی قرن هفدهمی از کشتار بازماندگان باتاویا روی جزیره، با چادرها و لاشهٔ کشتی در پیش‌زمینه
کشتار روی «گورستان باتاویا» در چاپ ۱۶۴۷ «سفر شوم». عکس: حکاک ناشناس، ویکی‌مدیا کامنز، مجوز: مالکیت عمومی

مقاومت هایس

اما محاسبهٔ کرنلیس یک ایراد داشت. هایس و مردانش در جزیرهٔ West Wallabi آب پیدا کردند: چاله‌های آب باران در سنگ‌های آهکی. غذا هم پیدا کردند: پرنده، صدف و والابی (نوعی کانگوروی کوچک).

همین والابی‌ها جایی در تاریخ علم دارند. پلسارت در نوامبر ۱۶۲۹ در روزنگارش آن‌ها را «گربه‌هایی با شکلی شگفت، به بزرگی خرگوش» توصیف کرد. این نخستین توصیف مکتوب شناخته‌شدهٔ یک اروپایی از کیسه‌داران استرالیاست؛ گونه‌ای که امروز والابی تامار نام دارد.

هایس با علامت دود به جزیرهٔ اصلی خبر داد. فراری‌ها با هر چیز شناوری خودشان را به آن جزیره رساندند و خبر کشتار را بردند. گروه هایس به حدود ۴۵ نفر رسید.

هایس دفاع را سازمان داد. بدون سلاح گرم، از سنگ آهکی و مرجان دیوارهای دفاعی ساختند و با نیزه‌هایی از میله و چوب مسلح شدند. این دیوارها امروز از قدیمی‌ترین بناهای اروپایی بازمانده در استرالیا به شمار می‌آیند.

شورشیان دو بار حمله کردند و شکست خوردند. در حملهٔ دوم، کرنلیس شخصاً برای مذاکره آمد و هایس او را اسیر کرد. رهبری شورشیان به ووتر لوس رسید که حملهٔ سوم را با چند تفنگ ترتیب داد و این بار نزدیک بود موفق شود.

رسیدن پلسارت

درست در همان لحظه، در ۱۷ سپتامبر ۱۶۲۹، بادبان سارداام دیده شد.

هر دو گروه کوشیدند اول به کشتی برسند. هایس با قایقی کوچک زودتر رسید و به پلسارت هشدار داد. وقتی شورشیان رسیدند، نیروهای مسلح آماده بودند و دستگیرشان کردند.

محاکمه و مجازات

پلسارت روی همان جزایر دادگاه برپا کرد. اعتراف‌ها با شکنجهٔ آبی گرفته شد که در آن دوره رویه‌ای قانونی بود.

کرنلیس و شش نفر از سرکردگان اصلی در اکتبر ۱۶۲۹ روی جزیرهٔ Seals اعدام شدند. پیش از دار زدن، دست‌هایشان را قطع کردند. گفته می‌شود کرنلیس تا آخر پشیمانی نشان نداد و مسئولیت را به گردن دیگران انداخت.

دو نفر از جوان‌ترین شورشیان، ووتر لوس و یان پلخروم، مجازات متفاوتی گرفتند: آن‌ها را در ساحل سرزمین اصلی استرالیا رها کردند و سرنوشتشان هرگز معلوم نشد. این دو از نظر فنی نخستین ساکنان اروپایی قارهٔ استرالیا به شمار می‌آیند.

فرضیه‌هایی دربارهٔ ادغام آن‌ها با بومیان مطرح شده، اما هیچ‌کدام مدرک محکمی ندارد. بقیهٔ شورشیان در باتاویا محاکمه و اعدام شدند.

از حدود ۳۴۱ نفر اولیه، تنها حدود ۱۲۰ نفر سرانجام به باتاویا رسیدند.

پلسارت هم بی‌عیب بیرون نیامد. VOC او را به‌خاطر قصور و از دست دادن کنترل سرزنش کرد و دارایی‌اش را ضبط کرد. او در سپتامبر ۱۶۳۰، حدود یک سال بعد، درگذشت.

وی‌بی هایس در مقام قهرمان ماجرا ترفیع گرفت و از سرباز ساده به درجهٔ گروهبانی رسید.

منابع و کشف دوباره

این ماجرا را به لطف بوروکراسی VOC این‌قدر دقیق می‌شناسیم. پلسارت روزنگار مفصلی نوشت که همراه صورت‌جلسات محاکمه در آرشیو شرکت ماند. این متن در ۱۶۴۷ با عنوان «Ongeluckige Voyagie» (سفر شوم) در آمستردام منتشر شد و پرفروش بود.

البته نویسندهٔ گزارش خودش در مظان قصور بود، پس تصویر مطلقاً شیطانی از کرنلیس تا حدی به نفع خود او هم بود.

بقایای کشتی در ۱۹۶۳ پیدا شد و از ۱۹۷۲ استخراج شد. بخش بزرگی از بدنه در موزهٔ کشتی‌های غرق‌شدهٔ استرالیای غربی در فریمنتل نمایش داده می‌شود. حفاری‌های جزیرهٔ بیکن گورهای دسته‌جمعی و اسکلت‌هایی با آثار ضربهٔ شمشیر یافته که روایت پلسارت را از نظر مادی تأیید می‌کند.

دروازهٔ سنگی هم بیرون آمد و نشانه‌های سنگ‌تراشان روی قطعه‌هایش ترتیب سوار کردن را نشان می‌داد. نکته‌ای که کمتر گفته می‌شود: نسخهٔ اصلی در موزهٔ شهر جرالدتن برپا شده و دروازهٔ کنار بدنه در فریمنتل نمونهٔ بازسازی‌شده است.

پژوهشی در ۲۰۲۱ با بررسی حلقه‌های رشد چوب کشتی نشان داد بلوط بدنه از شمال آلمان و منطقهٔ بالتیک آمده و چوب بالتیک فقط زیر خط آب به کار رفته بود. یعنی کشتی‌سازان هلندی چوب را با برنامه از چند منطقه تأمین می‌کردند.

چرا این ماجرا اهمیت دارد

از نظر تاریخ استرالیا، باتاویا یکی از نخستین تماس‌های ثبت‌شدهٔ اروپاییان با آن قاره است، حدود ۱۶۰ سال پیش از رسیدن ناوگان اول بریتانیا. بخشی از شناخت ساحل غربی استرالیا محصول همین غرق شدن‌های ناخواستهٔ کشتی‌های هلندی است.

باتاویا تنها مورد نبود. کشتی‌های وِرخولده دراک (۱۶۵۶)، زاوتدورپ (۱۷۱۲) و زیوایک (۱۷۲۷) هم در همین سواحل به گل نشستند. از میان آن‌ها فقط از زاوتدورپ هیچ بازمانده‌ای به باتاویا نرسید.

از نظر انسانی، این ماجرا نشان می‌دهد چه رخ می‌دهد وقتی گروهی منزوی و بی‌هیچ نهاد بیرونی، زیر فرمان کسی می‌افتند که اقتدار رسمی دارد و هیچ محدودیت اخلاقی ندارد.

تفاوت گروه کرنلیس و گروه هایس فقط در منابع نبود. تفاوت در این بود که یکی از آن دو راه دیگری را انتخاب کرد.

جنون گل لاله — هلند، ۱۶۳۴ تا ۱۶۳۷

ماجراهای دیگر

همه ←
بلایای طبیعی

ماجرای فوران کردن آتشفشان وزوو و دفن شدن شهر پمپئی

در سال ۷۹ میلادی، فوران وزوو در حدود یک شبانه‌روز پمپئی و چند شهر اطرافش را زیر سنگ‌پا و امواج داغ آذرآواری دفن کرد. پمپئی در خلیج ناپل، نزدیک مصب رود سارنو، بود و حدود ۶۴ هکتار مساحت داخل…

۵ مهر ۱۴۰۵۸ دقیقه مطالعه
قدرت، دسیسه و محاکمه

محاکمهٔ جسد پاپ فورموسوس — ۸۹۷ میلادی

در اوایل سال ۸۹۷ میلادی، پاپ استفان ششم جسد سلفش فورموسوس را از گور بیرون آورد، روی تخت پاپی نشاند و محاکمه کرد. ریشهٔ ماجرا کشمکش قدرت در ایتالیا بود، نه دین. قرن دهم و اواخر قرن نهم را…

۵ مهر ۱۴۰۵۸ دقیقه مطالعه
فاجعه‌های شهری

فاجعهٔ مستراح ارفورت — ۲۶ ژوئیه ۱۱۸۴

سال ۱۱۸۴ هنریش ششم، پسر فردریش بارباروسا، پادشاه آلمان بود و پدرش هنوز امپراتور. امپراتوری روم مقدس اتحادیه‌ای شل و ول از دوک‌نشین‌ها و اسقف‌نشین‌های نیمه‌مستقل بود و پادشاه مدام میان…

۵ مهر ۱۴۰۵۵ دقیقه مطالعه
رازهای حل‌نشده

ناپدیدشدن شاهزادگان برج لندن — ۱۴۸۳

در تابستان ۱۴۸۳ دو پسر ادوارد چهارم، ادوارد پنجمِ دوازده‌ساله و برادر نُه‌ساله‌اش ریچارد، در برج لندن ناپدید شدند و دیگر هرگز دیده نشدند. بیشتر مورخان عمویشان، ریچارد سوم، را مسئول…

۴ مهر ۱۴۰۵۱۰ دقیقه مطالعه