ماجرای فوران کردن آتشفشان وزوو و دفن شدن شهر پمپئی

در سال ۷۹ میلادی، فوران وزوو در حدود یک شبانهروز پمپئی و چند شهر اطرافش را زیر سنگپا و امواج داغ آذرآواری دفن کرد. پمپئی در خلیج ناپل، نزدیک مصب رود سارنو، بود و حدود ۶۴ هکتار مساحت داخل دیوارها داشت.
ریشهاش به قرن هفتم پیش از میلاد و قوم اوسکی میرسید. بعد زیر نفوذ یونانیها، اتروسکها و سامنیتها رفت و در سال ۸۰ پیش از میلاد، بعد از محاصرهٔ سولا، مستعمرهٔ رومی شد. شهری تجاری و مرفه با بندری پررفتوآمد بود که شراب و گاروم (سس ماهی تخمیرشده) صادر میکرد. جمعیتش را بین ۱۱ تا ۱۵ هزار نفر تخمین میزنند.
رومیها اصلاً وزوو را آتشفشان نمیدانستند. کوهی بود پوشیده از تاکستان و اسپارتاکوس در سال ۷۳ پیش از میلاد داخل دهانهاش اردو زده بود. آخرین فوران بزرگ (فوران آولینو) حدود ۱۷۸۰ پیش از میلاد رخ داده و از حافظهٔ تاریخی بشر بیرون رفته بود.
در سال ۶۲ یا ۶۳ میلادی زلزلهٔ بزرگی پمپئی و هرکولانوم را بهشدت آسیب زد و بازسازی تا سال ۷۹ هم تمام نشده بود و بخشی از ساختمانها هنوز داربست داشت. روزهای قبل از فوران هم زمینلرزههای پیدرپی حس شد، اما در منطقهای که لرزه عادی بود، کسی جدیاش نگرفت.
تاریخ فوران: نسخهٔ رسمی و نسخهٔ جدید
تاریخ سنتی ۲۴ اوت ۷۹ است که از نامهٔ پلینی جوان به تاسیتوس میآید. اما شواهد باستانشناسی پاییز را محتملتر میداند:
- میوههای پاییزی در خرابهها: انار، گردو، شاهبلوط، انجیر و خرمای خشک
- منقلهای روشن و لباسهای ضخیم در خانهها
- خمهای شراب که تازه مهر و موم شده بودند (پایان فصل برداشت انگور)
- سکهای با پانزدهمین تحسین امپراتوری تیتوس که بعد از ۸ سپتامبر ضرب شده
- و مهمتر از همه: کتیبهای زغالی که در سال ۲۰۱۸ در «خانهٔ باغ» پیدا شد و تاریخ ۱۷ اکتبر را نشان میدهد
احتمالاً در رونویسی نسخههای خطی نامهٔ پلینی اشتباهی رخ داده است. جهت باد هم با پاییز جور درمیآید.
خود فوران: دو مرحله، دو جور مرگ
امروز این نوع فوران را به احترام نخستین توصیفکنندهاش «پلینیوار» مینامند.
در مرحلهٔ اول، که ۱۸ تا ۲۰ ساعت طول کشید، ستونی از گاز و خاکستر و سنگپا تا ارتفاع ۳۰ کیلومتری بالا رفت، با نرخ خروج حدود یک و نیم میلیون تن در ثانیه. پلینی جوان شکل آن را به کاج چتری تشبیه کرد؛ تشبیهی که هنوز در کتابهای زمینشناسی نقل میشود.
باد مواد را به سمت جنوبشرق، درست روی پمپئی، برد. حدود ۲.۸ متر سنگپا و لاپیلی روی شهر نشست و خیلیها زیر سقفهای فروریخته کشته شدند. هرکولانوم در غرب کوه در این مرحله تقریباً چیزی دریافت نکرد و بیشتر مردمش فرصت فرار داشتند.
در مرحلهٔ دوم ستون فرو ریخت و شش موج آذرآواری پشت سر هم سرازیر شد. اولین موجها نیمهشب با سرعتی بالای ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت و دمای ۴۰۰ تا ۵۰۰ درجه به هرکولانوم رسیدند و شهر را زیر حدود ۲۰ متر مواد دفن کردند.
موج چهارم صبح روز بعد پمپئی را گرفت، با دمای تخمینی ۲۵۰ تا ۳۰۰ درجه، یعنی مرگ آنی. مجموع مواد پرتابشده حدود ۴ کیلومترمکعب بود؛ شاخص انفجار آتشفشانی ۵.
تصور قدیمی این بود که قربانیان با خاکستر خفه شدند. مطالعات جدیدتر، بهویژه کار ماسترولورنتسو و همکارانش، نشان میدهد دستکم قربانیان امواج آذرآواری بر اثر شوک حرارتی مردهاند.
در انبارهای قایق هرکولانوم، که در دهههای ۸۰ و ۹۰ میلادی حفاری شد، حدود ۳۰۰ اسکلت با نشانههای تبخیر آنی بافت نرم و ترکیدن جمجمه پیدا شد. طبق مقالهای از ۲۰۲۰، مغز یک قربانی در اثر گرمای شدید و سرد شدن سریع به شیشه تبدیل شده بود.
پلینی مهتر و پلینی کهتر
پلینی مهتر، نویسندهٔ «تاریخ طبیعی» و فرماندهٔ ناوگان روم در میسنوم، از سر کنجکاوی علمی راه افتاد. اما پیام رکتینا، زنی که ویلایش پای کوه بود و جز از راه دریا راه فراری نداشت، سفر را به عملیات نجات تبدیل کرد.
وقتی سکاندار خواست برگردند، پلینی گفت: «بخت یار دلیران است؛ به سوی پومپونیانوس برو.» به استابیای رسید، پیش دوستش پومپونیانوس ماند و صبح روز بعد همانجا مرد؛ احتمالاً بر اثر خفگی، یا شاید مشکل قلبی یا تنفسی.
خواهرزادهاش پلینی جوان، هفدههجده ساله، با مادرش در میسنوم ماند. خودش مینویسد در همان ساعتها کتاب لیوی را خواست و مثل روزهای عادی از آن یادداشت برداشت؛ کاری که نمیدانست شجاعت بود یا بیاحتیاطی.
حدود ۲۵ سال بعد، دو نامه (نامههای ۱۶ و ۲۰ از کتاب ششم) برای تاسیتوس نوشت. اینها تنها گزارش شاهد عینی از این فاجعهاند و پایهٔ بخش بزرگی از آتشفشانشناسی مدرن.
چه شهرهایی دفن شدند
هرکولانوم، اوپلونتیس (با ویلای پوپهآ)، استابیا، بوسکورئاله و ترتزینیو هم از بین رفتند. تلفات منطقه را بین ۱۶ تا ۲۵ هزار نفر تخمین میزنند، هرچند تا امروز حدود ۱۱۰۰ جسد در پمپئی و ۳۰۰ و اندی در هرکولانوم پیدا شده. یعنی احتمالاً اکثریت مردم فرار کردند.
به روایت سوئتونیوس، امپراتور تیتوس از میان کنسولهای پیشین به قید قرعه مأمورانی برای رسیدگی به کامپانیا گماشت و دارایی قربانیان بیوارث را صرف بازسازی کرد.
کشف دوباره
میان ۱۵۹۴ و ۱۶۰۰، آبراههٔ زیرزمینی دومنیکو فونتانا برای انتقال آب رود سارنو درست از زیر پمپئی گذشت. کارگران به بقایای ساختمانها و دو کتیبه برخوردند، اما کسی نفهمید زیر چه شهری تونل میزنند.
هرکولانوم در ۱۷۰۹ اتفاقی به دست یک چاهکن پیدا شد و از ۱۷۳۸ زیر نظر شارل بوربون رسماً حفاری شد. پمپئی از ۱۷۴۸ کنده شد و در ۱۷۶۳ با یک کتیبه هویتش قطعی شد. حفاریهای اولیه بیشتر گنجیابی بود تا باستانشناسی.
نقطهٔ عطف، جوزپه فیورلی بود که از ۱۸۶۳ سرپرستی را به عهده گرفت. او شهر را به ناحیه و بلوک و درِ ورودی تقسیم کرد؛ همان شمارهگذاری که هنوز به کار میرود.
فیورلی روش قالبگیری گچی را هم ابداع کرد: گچ را در حفرههایی میریخت که بدنهای پوسیده در خاکستر سفتشده جا گذاشته بودند. نتیجه، همان پیکرههایی است که ژست لحظهٔ مرگ را نگه داشتهاند. امروز رزین شفاف هم به کار میرود تا استخوانها و اشیای داخل قالب دیده شوند.

چیزی که حفظ شد: زندگی روزمرهٔ روم
ارزش واقعی پمپئی در روزمرگی است، نه شاهکارهای هنری. جای دیگری از دنیای باستان اینقدر جزئیات پیشپاافتاده باقی نمانده:
- ترموپولیومها (پیشخوانهای غذای آماده): حدود ۸۰ تا در پمپئی. یکی که در ۲۰۲۰ حفاری شد، نقاشی دیواری و بقایای اردک، خوک، ماهی و حلزون داشت.
- نانواییها با سنگآسیاب و قرصهای نان زغالیشده که مهر نانوا رویشان هست.
- گرافیتی: نزدیک به ۱۱ هزار نوشته، از تبلیغات انتخاباتی و هواداری گلادیاتورها تا فحش، شعر عاشقانه، شکایت از مسافرخانهدار و «فلانی اینجا بود»؛ بهترین منبع ما برای لاتین محاورهای.
- حمامها و آمفیتئاتر، قدیمیترین آمفیتئاتر سنگی بازمانده (۷۰ پیش از میلاد)، همانجا که در ۵۹ میلادی دعوای پمپئیها و نوکریاییها به کشتار کشید و سنا ده سال بازیها را ممنوع کرد.
- خانهها: خانهٔ فاون با موزاییک اسکندر، خانهٔ وتیها (متعلق به دو برادر بردهٔ آزادشده، بعد از مرمت در ۲۰۲۳ دوباره باز شد) و ویلای اسرار با نقاشیهای آیین دیونیزوس.
- هرکولانوم بهخاطر دفن عمیقتر و داغتر، مواد آلی را بهتر نگه داشت: در و پنجرهٔ چوبی، تخت، طناب، غذا، و فاضلابی که رژیم غذایی مردم را لو داد.
- ویلای پاپیروسها در هرکولانوم: حدود ۱۸۰۰ طومار زغالیشده، عمدتاً فلسفهٔ اپیکوری و آثار فیلودموس. از ۲۰۲۳ پروژهٔ Vesuvius Challenge با توموگرافی اشعهٔ ایکس و یادگیری ماشین رمزگشاییشان را شروع کرد. نخستین واژهٔ خواندهشده از یک طومار بازنشده «پورفیراس» بود، یعنی «ارغوانی».
یافتههای تازه
حفاریهای ناحیهٔ پنجم از ۲۰۱۸ پشت سر هم خبرساز شدهاند: نقاشی لدا و قو، اسبی با یراق کامل در چیویتا جولیانا، ارابهٔ تشریفاتی (۲۰۲۱)، اتاق بردگان (۲۰۲۱)، نقاشی غذایی شبیه پیتزا (۲۰۲۳) و تالار ضیافت با دیوارهای سیاه و صحنههای جنگ تروا (۲۰۲۴).
ژنتیک هم وارد کار شده. در ۲۰۲۲ اولین ژنوم کامل یک قربانی پمپئی خوانده شد و مطالعهٔ ۲۰۲۴ روی DNA قالبها چند فرض قدیمی را به هم ریخت: قالبی که سالها «مادر و کودک» خوانده میشد، مرد بالغی بود بدون نسبت خونی با کودک.
یک هشدار روششناختی
تعبیر «زندگی روزمرهٔ منجمدشده» درست است، اما با احتیاط. پمپئی عکسی فوری از یک شهر متوسط استانی است، نه از کل امپراتوری. حفاریهای قرن هجدهم و نوزدهم هم سراغ خانههای اعیانی رفتند و محلههای فقیرنشین کمتر دیده شدند.
بعضی بازماندگان هم بعد از فاجعه برگشتند و از راه تونل وسایلشان را بیرون کشیدند. پس بعضی اتاقها خالیاند نه چون خالی بودند، بلکه چون خالی شدند.
میراث
وزوو هنوز زنده است و آخرین فورانش در مارس ۱۹۴۴ بود. خاکستر همان فوران ۷۵ تا ۸۸ بمبافکن B-25 آمریکایی را در فرودگاهی نزدیک پمپئی از کار انداخت.

حدود سه میلیون نفر در محدودهٔ خطر این کوه زندگی میکنند و به همین دلیل وزوو یکی از خطرناکترین آتشفشانهای جهان است. پمپئی، هرکولانوم و توره آنونتسیاتا از ۱۹۹۷ در فهرست میراث جهانی یونسکو هستند.
بعد از ریزش «مدرسهٔ گلادیاتورها» در ۲۰۱۰ و موج انتقادها از بیتوجهی، پروژهٔ بزرگ پمپئی با بودجهٔ اتحادیهٔ اروپا راه افتاد و وضعیت نگهداری را بهشکل محسوسی بهتر کرد.
محاکمهٔ جسد پاپ فورموسوس — ۸۹۷ میلادی



