تاریخ، آن‌طور که واقعاً رخ داد

مجله داستان‌های تاریخی

افسانه‌ها با برچسب افسانه

فاجعهٔ مستراح ارفورت — ۲۶ ژوئیه ۱۱۸۴

سال ۱۱۸۴ هنریش ششم، پسر فردریش بارباروسا، پادشاه آلمان بود و پدرش هنوز امپراتور. امپراتوری روم مقدس اتحادیه‌ای شل و ول از دوک‌نشین‌ها و اسقف‌نشین‌های نیمه‌مستقل بود و پادشاه مدام میان…

نمای ارفورت در «وقایع‌نامه نورنبرگ» (۱۴۹۳)، گراور میشائل ولگموت — ویکی‌مدیا کامنز، مالکیت عمومی
نمای ارفورت در «وقایع‌نامه نورنبرگ» (۱۴۹۳)، گراور میشائل ولگموت — ویکی‌مدیا کامنز، مالکیت عمومی

زمینه: امپراتوری در آستانهٔ یک دعوای خانگی

سال ۱۱۸۴ هنریش ششم، پسر فردریش بارباروسا، پادشاه آلمان بود و پدرش هنوز امپراتور. امپراتوری روم مقدس اتحادیه‌ای شل و ول از دوک‌نشین‌ها و اسقف‌نشین‌های نیمه‌مستقل بود و پادشاه مدام میان اربابانی میانجی‌گری می‌کرد که سر مرز و حق و مالیات به جان هم می‌افتادند.

دعوای آن روز میان کنراد اول فون ویتلسباخ، اسقف اعظم ماینتس، و لودویگ سوم، لاندگراف تورینگن بود و ریشه در جابه‌جایی قدرت پس از سقوط هاینریش شیر در ۱۱۸۰ داشت. ارفورت در قلمرو تورینگن بود، اما از نظر کلیسایی زیر نظر ماینتس؛ همان تداخل حق قضایی که منبع بی‌پایان درگیری بود.

هنریش هجده‌ساله به دستور پدرش لشکرکشی‌اش به سوی لهستان را نیمه‌کاره گذاشت و به ارفورت آمد تا میان این دو صلح برقرار کند.

آنچه اتفاق افتاد

جلسه یک «هوف‌تاگ» یا مجلس درباری بود، در طبقهٔ بالای ساختمانی دوطبقه کنار کلیسای جامع امروزی ارفورت. منابع اختلاف دارند که آنجا خانهٔ پروست (رئیس) کلیسای مریم مقدس بود یا اقامتگاه اسقف در همان نزدیکی. شمار اشراف و شوالیه‌هایی که در اتاق جمع شده بودند، از ظرفیت آن بیشتر بود.

کلیسای جامع ارفورت و کلیسای سنت سِوِروس روی تپهٔ دومبرگ
کلیسای جامع ارفورت و کلیسای سنت سِوِروس؛ ساختمان حادثه کنار همین کلیسای جامع بود. عکس: Robert von Oliva، ویکی‌مدیا کامنز، مجوز CC0

کف چوبی اتاق زیر وزن جمعیت ترک برداشت و فرو ریخت. طبقهٔ زیرین هم دوام نیاورد و جمعیت مستقیم به زیرزمین سقوط کرد؛ جایی که چاه فاضلاب خانه بود، گودالی بزرگ پر از فضولات انباشتهٔ سال‌ها.

بیشتر کشته‌ها از ضربهٔ سقوط نمردند، بلکه در فاضلاب غرق شدند. زره سنگین، تاریکی، عمق مایع و ازدحام زنده‌ها و اجساد روی هم، فرار را عملاً ناممکن کرده بود.

چه کسانی مردند و چه کسانی جان به در بردند

تخمین‌ها بین حدود ۶۰ تا نزدیک ۱۰۰ نفر است؛ منابع هم‌عصر بیشتر از حدود ۶۰ کشته می‌گویند و فهرست کاملی در دست نیست.

هنریش ششم زنده ماند. طبق روایت‌ها او و اسقف اعظم کنراد در فرورفتگی سنگی پنجره نشسته بودند که به دیوار سنگی متصل بود، نه به کف چوبی، و همان‌جا معلق ماندند تا با نردبان پایینشان آوردند. لودویگ سوم سقوط کرد، اما زنده بیرون کشیده شد.

وقایع‌نامهٔ صومعهٔ سنت پیتر ارفورت این نام‌ها را در میان کشته‌ها آورده است، کنار شماری از اشراف کم‌نام‌تر تورینگن و ساکسون:

  • کنت فریدریش اول فون آبن‌برگ
  • کنت هاینریش اول فون شوارتسبورگ
  • کنت گوزمار سوم فون تسیگنهاین
  • بورگ‌گراف فریدریش اول فون کیرشبرگ
  • بورکهارد، بورگ‌گراف وارتبورگ

هنریش بی‌درنگ ارفورت را ترک کرد و به لشکرکشی‌اش برگشت. دعوایی که برای حلش آمده بود، حل‌نشده ماند.

چرا کف فرو ریخت

ساختمان‌های چوبی آن دوره برای بار پراکنده ساخته می‌شدند، نه برای صد نفر آدم زره‌پوش در یک اتاق. تیرهای کف هم احتمالاً زیر رطوبت و گازهای همان چاه فاضلاب پایین پوسیده بودند.

آنچه به فاجعه ابعاد داد، جای چاه بود: مستقیماً زیر ساختمان. در بناهای بزرگ آن دوره رایج بود که گودالی عمیق زیر بنا بکنند و مستراح‌ها را روی آن بسازند؛ پس مسیر سقوط از اتاق جلسه تا فاضلاب یک خط عمودی بود.

منابع و میزان اعتماد

ماجرا در چند تاریخ‌نگاری قرون وسطایی ثبت شده، از جمله سالنامه‌های پگاو، «Chronica Reinhardsbrunnensis» (تاریخ‌نگاری صومعهٔ راینهاردسبرون در تورینگن) و وقایع‌نامهٔ سنت پیتر ارفورت.

اما باید با احتیاط خواند. وقایع‌نگاران قرون وسطی به طنز اخلاقی علاقه داشتند و مرگ اشرافی متکبر در فاضلاب برایشان هدیه‌ای آسمانی بود. جزئیاتی مثل نشستن دقیق پادشاه در طاقچهٔ پنجره ممکن است بعدها شاخ و برگ گرفته باشد و رقم تلفات هم یکدست نیست. خود حادثه و مقیاس آن تقریباً قطعی است.

نمونهٔ این شاخ و برگ، روایت لودویگ بشتاین در «کتاب افسانه‌های آلمانی» (۱۸۵۳) است: کنت شوارتسبورگ تکیه‌کلامی داشته که «اگر چنین کنم، در مستراح غرق شوم». همین روایت صحنه را به صومعهٔ سنت پیتر و پاول برده است؛ اگر جایی خواندید حادثه در پترزبرگ ارفورت رخ داد، ردّ همین افسانه است.

چرا این ماجرا فراموش نشد

سه دلیل:

اول، تمرکز غیرعادی قربانیان. مرگ ده‌ها نفر از اشراف یک منطقه در یک ساعت، ساختار قدرت تورینگن و ساکسون را به هم زد. مثلاً املاک گوزمار فون تسیگنهاین به دخترش لیوتگارد رسید که بعدها همسر فریدریش، برادر لودویگ سوم، شد.

دوم، پادشاه آینده چند متر با مرگ فاصله داشت. اگر هنریش آن روز می‌مرد، جانشینی امپراتوری و ماجرای بعدی او در سیسیل و ازدواجش با کنستانس دو نرماندی مسیر دیگری پیدا می‌کرد.

نگارهٔ هنریش ششم بر تخت، با تاج و عصای شاهی، در نسخهٔ خطی کدکس مانسه
هنریش ششم در کدکس مانسه (حدود ۱۳۰۰ میلادی، زوریخ)؛ او خود شعر می‌سرود و نخستین شاعر این مجموعه است. عکس: استاد نگارگر کدکس مانسه، ویکی‌مدیا کامنز، مجوز: مالکیت عمومی

سوم، و صادقانه مهم‌ترین دلیل، خود صحنه است: اشراف زره‌پوشی که در فاضلاب غرق می‌شوند. آلمانی‌ها به آن «Erfurter Latrinensturz» یعنی «سقوط مستراح ارفورت» می‌گویند.

نکتهٔ جانبی

ارفورت تقریباً سه قرن بعد باز سر راه تاریخ قرار گرفت: مارتین لوتر از ۱۵۰۱ در دانشگاه آن درس خواند و در ۱۵۰۵ در صومعهٔ آگوستینی همان شهر راهب شد.

ناپدیدشدن شاهزادگان برج لندن — ۱۴۸۳

ماجراهای دیگر

همه ←
بلایای طبیعی

ماجرای فوران کردن آتشفشان وزوو و دفن شدن شهر پمپئی

در سال ۷۹ میلادی، فوران وزوو در حدود یک شبانه‌روز پمپئی و چند شهر اطرافش را زیر سنگ‌پا و امواج داغ آذرآواری دفن کرد. پمپئی در خلیج ناپل، نزدیک مصب رود سارنو، بود و حدود ۶۴ هکتار مساحت داخل…

۵ مهر ۱۴۰۵۸ دقیقه مطالعه
قدرت، دسیسه و محاکمه

محاکمهٔ جسد پاپ فورموسوس — ۸۹۷ میلادی

در اوایل سال ۸۹۷ میلادی، پاپ استفان ششم جسد سلفش فورموسوس را از گور بیرون آورد، روی تخت پاپی نشاند و محاکمه کرد. ریشهٔ ماجرا کشمکش قدرت در ایتالیا بود، نه دین. قرن دهم و اواخر قرن نهم را…

۵ مهر ۱۴۰۵۸ دقیقه مطالعه
رازهای حل‌نشده

ناپدیدشدن شاهزادگان برج لندن — ۱۴۸۳

در تابستان ۱۴۸۳ دو پسر ادوارد چهارم، ادوارد پنجمِ دوازده‌ساله و برادر نُه‌ساله‌اش ریچارد، در برج لندن ناپدید شدند و دیگر هرگز دیده نشدند. بیشتر مورخان عمویشان، ریچارد سوم، را مسئول…

۴ مهر ۱۴۰۵۱۰ دقیقه مطالعه
جنون جمعی و فریب

طاعون رقص استراسبورگ — ۱۵۱۸

در تابستان ۱۵۱۸ صدها نفر در استراسبورگ هفته‌ها بی‌اختیار در کوچه‌ها رقصیدند. بیشتر مورخان امروز آن را نمونه‌ای از بیماری روان‌زاد جمعی می‌دانند که از گرسنگی، بیماری و ترس از لعنت سنت ویتوس…

۴ مهر ۱۴۰۵۷ دقیقه مطالعه